شیران
همزمان با هفدهم ربیع الاول و خجسته سالروز میلاد پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع)، جمعی از مسئولان نظام، قشرهای مختلف مردم و همچنین میهمانان شرکت کننده در بیست و پنجمین کنفرانس وحدت اسلامی و سفرای کشورهای اسلامی، امروز (جمعه) با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند. به گزارش نفت نیوز به نقل از مهر، سردار جلالی امروز چهارشنبه در دومین جشنواره صنعت، بازرگانی و فناوری اطلاعات، دسترسی به زیرساختها و نفوذ در شبکه ها، دستیابی به اطلاعات و تخریب آن، توقف سرویس خدماتی و زیرساخت و در نهایت تهدید امنیت ملی را از جمله انواع تهدیدات در فضای سایبری کشورها عنوان کرد. وی با اشاره به سناریوهای مختلف تهدیدهای سایبری گفت: سناریوهای مختلفی در این زمینه وجود دارد که یکی از آنها مربوط به عملیات مستقل سایبری با هدف فلج سازی راهبردی در مدل حمله چند مرحله ای با حمله به زیرساخت های بانکی و پولی، مدیریت و کنترل، خدمات عمومی، امنیت، انرژی، ارتباطات و اطلاع رسانی است که با تولید بی نظمی و بی ثباتی در مسیر به هم زدن اقتدار نظام طراحی می شود. وی با تشریح انواع تهدیدات سایبری در سالهای اخیر در دنیا اظهار داشت: حدود 22 کشور تا به حال ساختار فرماندهی سایبری ایجاد کرده اند و تلاش کشورهای در حال توسعه برای تولید تسلیحات سایبری در حال افزایش است. پاسخ نظامی به حملات سایبری از کار انداختن نیروگاه برق و قطع برق سراسری در کشور ، ایجاد سفارت مجازی امریکا در ایران ، توسعه شبکه های جمع آوری اطلاعات از طریق توسعه شبکه های اجتماعی، هدایت جریان فتنه از طریق شبکه های اجتماعی در فضای سایبری و حمله به سامانه فیلترینگ شرکت ارتباطات زیرساخت در یک برهه زمانی از دیگر تهدیدهای سایبری دشمنان طی سال های اخیر بوده است. وی افزود : استراتژی دشمنان ، توسعه توانمندی های سایبری در حوزه فناوری هسته ای است به طوری که در سال گذشته شاهد حملات نوین سایبری به کشورمان بودیم که ممکن است تکرار شود. فضای رسانه ای این ایام و تکرار پیاپی عبارت «حمله احتمالی آمریکا به ایران» ایجاب می کند که یک قدم جلوتر رویم و در فضایی کاملا واقعی این پرسش را مطرح سازیم که آیا آمریکا اساسا قدرت حمله به ایران را دارد و می تواند از عهده چنین جنگی برآید یا خیر؟ گام اول در پاسخگویی به پرسش فوق تعیین نوع جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران است. یعنی باید روشن سازیم که واشنگتن قصد دارد دست به حمله گسترده علیه تهران بزند یا اینکه جنگ محدود (Limited War) را در دستور کار خود قرار داده است. آنها که می پندارند هدف آمریکا و متحدانش «متوقف ساختن برنامه هسته ای ایران» است خواهند گفت چنان جنگی یک جنگ محدود خواهد بود و آمریکا با نیروی هوایی و موشکی خود، سایت ها و تاسیسات هسته ای ایران را منهدم خواهد ساخت. اما باید گفت این نوع نگاه به روابط بین الملل و مسائل ایران و آمریکا حقیقتا نوعی تقلیل گرایی است. اسناد و شواهد فراوانی وجود دارند که نظریه «جنگ محدود» را رد می کنند. روشن ترین استدلال اینکه دست زدن به یک جنگ مقوله ای ماهیتا راهبردی است و یک بازیگر بین المللی جز در چارچوب اهداف بلند مدت خود توپخانه نظامی خود را فعال نمی کند. هدف راهبردی و اعلام شده آمریکا درباره ایران «تغییر نظام سیاسی» است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با در اشکال گوناگون و حتی «جنگ گسترده با هدف تصرف سرزمینی»- از طریق صدام حسین- خود را نشان داده است. اخیرا مقامات امنیتی آمریکا به صراحت اعلام کردند که مسائلی چون برنامه هسته ای نیز بهانه ای بیش نیستند و حتی هدف تحریم ها نیز تغییر رژیم است. (1) بنابراین،اگر قرار است آمریکا وارد درگیری نظامی با ایران شود، خطاست تصور کنیم واشنگتن به طور مثال نیروگاه ها و تجهیزات اتمی ایران را بمباران خواهد کرد؛ آمریکا جز با هدف تغییر نظام سیاسی به ایران حمله نخواهد کرد و تغییر نظام سیاسی ایران در چارچوب تئوری جنگ محدود و بمباران چند نقطه خاص، عملیاتی نیست. لذا اگر بناست جنگی صورت بگیرد، آمریکا ناگزیر باید به نیروهای پیاده و زمینی خود متوسل شود، چرا که تغییر نظام سیاسی جز با اشغال سرزمینی میسر نیست. هم اکنون و در گام دوم پاسخگویی به پرسش یادداشت حاضر باید به ارزیابی توان آمریکا برای جنگ گسترده با ایران پرداخت. بر اساس آخرین مطالعات علمی انجام شده در زمینه اهداف و فرجام جنگهای نظامی، صاحب نظران این حوزه دو عامل را در پیروزی یا شکست طرفهای درگیر در جنگ، حیاتی می دانند: نخست، اتخاذ استراتژی صحیح جنگی و دوم، برتری در موازنه قدرت نظامی. (2) برای واقعی تر شدن فضای تحلیل، چون از استراتژی های جنگی دو طرف به دلیل در جریان نبودن جنگ بی اطلاعیم، ترجیحا به مقوله دوم یعنی بررسی موازنه قدرت نظامی دو کشور می پردازیم. حقیقت آن است که شاید در ظاهر امر گفته شود آمریکا قدرت نخست نظامی جهان است و در مقایسه با ایران قطعا موازنه قدرت نظامی به نفع واشنگتن خواهد بود. اما باید توجه داشت که اگر آمریکا رتبه نخست قدرت نظامی را در اختیار دارد، ایران نیز از قدرت قابل توجهی برخوردار است و با قرار گرفتن در رده دوازدهم جهان(3)، یعنی حتی بالاتر از آلمان، استرالیا، هلند،کانادا، سوئد و اسپانیا و...، این پیام روشن را مخابره می کند که درگیری احتمالی تهران با واشنگتن یک درگیری هژمونیک و سطح بالاست؛ اگر دوری هزاران کیلومتری نیروهای آمریکایی از سرزمین مادر، و قرارگرفتن پایگاه های منطقه ای استقرار این نیروها در محدوده آتش موشک های ایران را به این معادله بیفزائیم، رتبه قدرت ایران در قیاس با آمریکا قطعا دیگر 12 نخواهد بود و موازنه بیشتر به حالت تعادل نزدیک خواهد شد. این معادله البته وجوه دیگری نیز دارد. در آخرین انتخابات برگزار شده در ایران،درصد مشارک بیش از 80 بوده (انتخابات دهم ریاست جمهوری) و در آخرین انتخابات برگزار شده در آمریکا(انتخابات کنگره)، این رقم زیر40 بوده است، (4) یعنی حمایت عمومی از نظام سیاسی دو کشور اساسا قابل قیاس نیست. از دیگر سو، ایران در فضای داخلی خود در حال تجربه یک محیط آرام است، اما دولت باراک اوباما نه می تواند از بحران اقتصادی خود را رهایی بخشد و نه اینکه حتی با سرکوبگرانه ترین شیوه ها مردم معترض به فقر و تضاد طبقاتی و لیبرال سرمایه داری را از خیابان ها جمع کند. در همین رابطه، اقتصاد آمریکا در وضعیتی نیست که تحمل فرود حتی یک موشک ناقابل بر شاهراه نفتی جهان را داشته باشد. اوضاع سیاسی منطقه و معادلات آن نیز در حال دگرگون شدن است. هم پیمانان آمریکا در حال سرنگونی اند و به تبع همین روند، ایران در حال خروج از محاصره. واشنگتن همه هم خود را مصروف قطع بازوی ایران در سوریه کرده و از قضا در این مورد، قادر به پیش بردن اهداف خود نیست. امروز چین و روسیه دیگر با «کارت ایران» وارد بازی با آمریکا نشده اند؛ آنها در سوریه منافع استراتژیک دارند و با حفظ سوریه از گزند توطئه های آمریکا، خواسته یا ناخواسته در حال ارائه خدمات قابل توجهی به تهران هستند. لذا شرایط منطقه ای نیز به سود آمریکا نیست. اگر همه آنچه درباره حمایت مردمی از دولت و شرایط اقتصادی و منطقه ای گفتیم را نیز از این تحلیل فاکتور بگیریم، پرسش بعدی این است که با توجه به ضروت تصرف سرزمینی برای یک جنگ گسترده و ساقط کردن یک نظام سیاسی، آیا آمریکا توان تصرف خاک ایران را دارد؟ اهمیت تصرف سرزمینی به اندازه ای بالاست که «جان مرشایمر» استاد مطرح امنیت بین الملل در کتابی به نام «تراژدی سیاست قدرت های بزرگ»، اساسا برای نیروهای هوایی و دریایی نقش پشتیبان قائل بوده و سرنوشت جنگ را در دستان نیروی زمینی می داند. او می نویسد: «نیروی زمینی شکل قطعا مسلط قدرت نظامی در جهان مدرن است و نیروهای دریایی و هوایی، نیروی زمینی را پشتیبانی می کنند. به عبارت ساده، قدرتمند ترین دولت ها صاحبان مستحکم ترین و کوبنده ترین نیروهای زمینی می باشند». (5) اینجاست که باید به ارزیابی توان رویارویی نیروی زمینی آمریکا با نیروی زمینی ایران پرداخت. نکته اول در این باره اینکه، آمریکا اگر بخواهد نیروی زمینی خود را وارد خاک ایران کند، باید این اقدام از طریق هوا یا دریا صورت گیرد. نه از عراق و نه از افغانستان این امکان برای واشنگتن وجود ندارد؛آنها از عراق خارج شده اند و افغانستان به اندازه ای در تسلط ایران است که پنتاگون حضور نیروهایش در خاک افغان را بیشتر یک دردسر جنگی می داند تا توان. حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به یک دلیل روشن نمی توانند میزبان نیروهای جنگی آمریکا باشند و آن اینکه پایتخت های عربی چنان آبستن شورش های اجتماعی در پی بیداری اسلامی هستند که به طور مثال اگر پدر معنوی شان عربستان تاکنون توانسته با سرکوب بر سر کار بماند، با اولین موشکی که در خاک ریاض فرود بیاید،این قدرت سرکوب را از کف خواهد داد و ناآرامی سراسر این کشور را فراخواهد گرفت. اوضاع دیگر کشورهای مهم برای آمریکا چون بحرین نیز نیازی به توصیف ندارد. اما نکته دوم اینکه به راستی وضعیت موازنه نیروهای زمینی ایران و نیروهای زمینی آمریکا در منطقه چگونه است؟ چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ انگیزه و قدرت جنگاوری؟ آمریکایی ها به خوبی بر تجربه هشت سال جنگ علیه ایران از طریق رژیم بعث عراق اشراف دارند و نتیجه رویارویی زمینی با ایران را نیک می دانند. سایت گلوبال ریسرچ چندی پیش در یک بررسی از این وضعیت نوشت که آمریکایی ها در روز اول جنگ با ایران 20 هزار قربانی خواهند داد.(6) قدرت بی نظیر ارتش و سپاه ایران در جنگ های نامتقارن است که اساسا عده ای را وادار ساخته اینگونه تحلیل کنند که آمریکا وارد جنگ گسترده با ایران نخواهد شد و به جنگ محدود اکتفا خواهد کرد. حتی اگر بر فرض محال آمریکایی ها بخواهند جنگ نامحدود را بیازمایند، قدرت واکنش ایران با توجه به گستره اختاپوسی منافع ملی آمریکا در منطقه، بسیار کوبنده و ویرانگر است و کاخ سفید به خوبی این موضوع را می داند. آمریکا 25 پایگاه هوایی و دریایی در منطقه دارد که همه در حوزه آتش موشک های مخرب ایران قرار دارند. قلب استراتژیک آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل عمق استراتژیک ندارد و نداشتن وسعت سرزمینی یعنی ویرانی قریب به 100 درصدی در ساعات اولیه جنگ. مقامات ارشد ایران اعلام کرده اند که هیچ حمله ای را بی پاسخ نخواهند گذاشت و این یعنی، حتی حمله محدود به تاسیسات اتمی ایران برابر است با موشک باران شدن سرزمین های اشغالی و پایگاه های آمریکایی.
اتحاد نیاز مبرم امت اسلامی است/ ملت ایران با وفاداری به راه امام (ره)، اراده خود را بر دشمنان غلبه داد
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار، ضمن تبریک سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و حضرت امام صادق (ع)، این روز را بزرگترین عید بشریت در طول تاریخ خواندند و تأکید کردند: تنها راه رسیدن امت اسلامی به عزت، مجد و عظمت واقعی و سعادت معنوی و مادی، درس گرفتن از ابعاد وجودی و شخصیت عظیم پیامبر اسلام (ص) است.
ایشان پیامبر گرامی اسلام (ص) را مظهر علم، امانت، عدالت، اخلاق حسنه، رحمت و اطمینان به وعده های الهی دانستند و افزودند: بشریت در طول تاریخ و با وجود همه پیشرفتهای مادی و تغییرات در زندگی، همواره به دنبال این صفات و ارزشهای متعالی بوده است و در این میان، امت اسلامی امروز بیش از دیگران نیازمند این خصوصیات والا است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم رفتار برادرانه و صبر و گذشت نسبت به یکدیگر در میان مسلمانان، خاطرنشان کردند: یکی دیگر از نیازهای امروز امت اسلامی، وثوق به وعده های الهی است زیرا خداوند وعده کرده است که نتیجه مجاهدت و تلاش و ایستادگی در مقابل فشارها و همچنین تسلیم نشدن در مقابل شهوات دنیایی و مال و مقام، رسیدن به هدف و مقصود است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حکومت 10 ساله پیامبر اسلام (ص) در مدینه تأکید کردند: اگرچه عمر این حکومت کوتاه بود اما بنایی پایه ریزی شد که در طول قرنهای متمادی همواره، قله بشریت در علم و تمدن و پیشرفت معنوی و مادی بوده است.
ایشان، اتحاد را یکی دیگر از نیازهای مبرم امت اسلامی برشمردند و با اشاره به بیداری ملتها و قیامهای اسلامی منطقه افزودند: تحولات و انقلابهای منطقه و همچنین عقب نشینی های پی در پی آمریکا و دستگاههای استکباری و ضعف روزافزون رژیم صهیونیستی، فرصت های کم نظیری برای امت اسلامی است که باید از آن نهایت استفاده را کنند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: شکی نیست که با لطف خداوند، این حرکت، با همت امت اسلامی، روشنفکران و نخبگان علمی، سیاسی و دینی ادامه پیدا خواهد کرد و امت اسلامی بار دیگر به دوران عزت و شکوفایی خود خواهد رسید.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اشاره به تقارن سالروز میلاد پیامبر اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، افزودند: این انقلاب یکی از ثمرات حرکت عظیم پیامبر اسلام (ص)، در تاریخ است و انقلاب اسلامی در واقع، یک ولادت جدید برای اسلام بود.
ایشان خاطرنشان کردند: در دورانی که قدرتهای سلطه گر تصور می کردند با اقدامات خود زمینه بروز هرگونه معنویت و اسلام خواهی را از بین برده اند، ناگهان صدای عظیم، ماندگار و تاریخی انقلاب اسلامی بلند شد و ضمن آنکه موجب وحشت دشمنان شد، دوستان هوشمند و انسانهای آگاه و با بصیرت را امیدوار کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاشهای گسترده و توطئه های مختلف و پیچیده قدرتهای سلطه گر برای خاموش کردن صدای انقلاب اسلامی ایران، افزودند: با وجود همه فشارها و توطئه ها، انقلاب اسلامی به برکت رهبری امام بزرگوار و ایستادگی ملت ایران، ماند و روزبروز نیز رشد کرد و قدرت آن روزافزون شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر استمرار حرکت ملت ایران به سمت اهدافی که امام (ره) ترسیم کرده بودند، خاطرنشان کردند: ملت ایران با وفاداری به راه امام (ره) و پافشاری بر آن و تحل فشارها، توانست اراده خود را بر توطئه دشمنان غلبه دهد.
ایشان انقلاب اسلامی ایران و استحکام و گسترش روزافزون آن را به برکت اسلام و حرکت عظیم پیامبر اسلام (ص) دانستند و تأکید کردند: تحرک، تلاش، ایستادگی و مجاهدت ملت ایران در طول 33 سال گذشته، یک تجربه و عبرت ارزشمند است که می تواند همچون تابلویی در مقابل دیده گان ملتها و امت اسلامی قرار گیرد.
در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور در سخنانی ضمن تبریک سالروز میلاد پیامبر اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع)، همه حرکت های آزادیخواهانه و اصلاح گرایانه در طول تاریخ از جمله انقلاب اسلامی ایران را نتیجه نهضت انبیاء الهی و بویژه حرکت بزرگ و کامل پیامبر اسلام (ص) دانست و گفت: پیامبر اعظم (ص)، برای برافراشتن پرچم توحید، ترویج ارزشهای حقیقی، برچیده شدن زشتی ها، ظلم، و جهل، و حاکمیت عدالت و اخلاق بپا خواست و انقلاب اسلامی ایران در واقع ادامه آن نهضت عظیم است.
رئیس جمهور قیامهای اخیر منطقه را نیز در ادامه حرکت پیامبر اسلام (ص) برشمرد و تأکید کرد: تحولات اخیر، بسرعت زمینه ساز نهضت بزرگی است که بواسطه آن توحید بر جهان حاکم و دنیا از شر ظالمان و صهیونیستها خالی خواهد شد.
در پایان این دیدار، جمعی از میهمانان خارجی شرکت کننده در بیست و پنجمین کنفرانس وحدت اسلامی، از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی دیدار و گفتگو کردند.
بیشترین حملات سایبری در حوزه انرژی/ تولید روزانه 55هزار ویروس رایانه ای
نفت نیوز: رئیس سازمان پدافند غیرعامل با بیان اینکه فناوری اطلاعات زیرساختار صنایع دیگر را به خود وابسته کرده و آسیب پذیری این صنعت به دیگر صنایع نیز نفوذ می کند، گفت: حوزه انرژی بیشترین حملات سایبری دو سال گذشته را به خود اختصاص داده است.
رئیس سازمان پدافند غیرعامل، استراتژی دشمنان را توسعه توانمندی های سایبری در حوزه فناوری هسته ای برشمرد و گفت: در سال گذشته شاهد حملات نوین سایبری به کشورمان بودیم که ممکن است تکرار شود.
وی از کار انداختن نیروگاه برق و قطع برق سراسری در کشور، ایجاد سفارت مجازی آمریکا در ایران، توسعه شبکه های جمع آوری اطلاعات از طریق توسعه شبکه های اجتماعی، هدایت جریان فتنه از طریق شبکه های اجتماعی در فضای سایبری و حمله به سامانه فیلترینگ شرکت ارتباطات زیرساخت در یک برهه زمانی را از دیگر تهدیدهای سایبری دشمنان طی سال های اخیر اعلام کرد و با تحلیل اولیه از وضعیت فعلی کشور به فقدان ساختارهای تشکیلاتی و راهکارهای مدیریتی در زمینه شیوه های جدید دفاع و حمله در فضای سایبری و بومی نبودن صنعت نرم افزار و سخت افزار کشور اشاره کرد.
جلالی خاطرنشان کرد: تدابیر مقام معظم رهبری در سند ابلاغی سیاستهای کلی نظام در حوزه دفاع سایبری، وفور اطلاعات مربوط به آسیب پذیری ها و ناامنی ها در سیستم های اطلاعاتی و سهل الوصول بودن نسبی آنها از طریق اینترنت، ضعف و آسیب پذیری مفرط سیستم های اطلاعاتی رقبای متخاصم و هراس زیاد آن ها از این بایت با وجود تلاش وسیع آن ها در جهت برطرف کردن این آسیب پذیری ها، وجود زیرساخت ها و بسترهای مناسب جهانی در راستای توسعه بومی جنگ اطلاعات و نامتقارن و کم هزینه بودن ماهیت حملات اطلاعاتی از جمله فرصت های موجود در این عرصه در کشور است.
رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور همچنین وجود انگیزه مسئولان برای پیشبرد کار و سرمایه گذاری در زمینه تامین امنیت و دفاع در فضای سایبری ، تشکیل ساختار قرارگاه دفاع سایبری کشور در ستاد کل نیروهای مسلح، نهادینه شدن نسبی موضوع پدافند غیرعامل در دستگاهها و وجود ظرفیت های بالای نیروی انسانی متخصص و ماهر در حوزه سایبری را از جمله نقاط قوت کشور در حوزه سایبری عنوان کرد.
وی محورهای کلی برنامه های دفاع سایبری کشور را در لایه نهادینه سازی ساختاری در بدنه دستگاهها شامل تشکیل مرکز اجرایی دفاع سایبری با مشارکت وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و وزارت ICT ، تشکیل مرکز دفاع سایبری در زیرساخت ها، استان های کشور و مناطق حیاتی، توسعه و تشکیل آزمایشگاه تشخیص رفتار و عملکرد ویروس، تشکیل مرکز عملیات و کنترل فضای سایبری کشور و سایر زیر ساخت های مورد نیاز اعلام کرد.
سردار جلالی تولید اسناد نظری راهبردی دفاع سایبری و آموزش دفاع سایبری را به عنوان محورهای دیگر برنامه های دفاع سایبری کشور اعلام کرد و گفت: روزانه 55 هزار ویروس رایانه ای در جهان تولید و منتشر می شود که بر اساس تخمین اغلب مقاصد سیاسی و هکری را دنبال می کند.
رئیس سازمان پدافند غیرعامل با اشاره به قرارگاه دفاع سایبری کشور به معرفی عملیات و ماموریت های این قرارگاه پرداخت و گفت: پایش تهدیدات سایبری در دستگاهها و رصد زیرساخت ها و عملکرد آنها، کشف و تشخیص تهدیدات، تست و بررسی زیرساخت و احصاء آسیب پذیریهای عمده، خنثی سازی تهدیدات، مقابله عملیاتی با تهدیدات و ایمن سازی بنیادی زیرساخت در این حوزه معرفی می شود.
به گفته وی همه ساله سرقت مالکیت معنوی از طریق امکانات سایبری می تواند هزاران میلیارد دلار به مردم جهان خسارت وارد کند.
نویسنده:اکبر
مقدمه باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، در هفدهم ماه می سال جاری میلادی (2011)، دستورالعملی را امضا کرد که به موجب آن، اقدامات تخریبی علیه شبکه ها و سامانه های رایانه ایِ نهادهای این کشور از سوی دیگر کشورها یا گروه های غیردولتی، اقدام جنگی (act of war) محسوب شده، نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود با حمله نظامی و با استفاده از تسلیحات جنگی، به کشور یا گروه حمله کننده پاسخ دهند. بر اساس این راهبرد، که پیش نویس آن را وزارت دفاع آمریکا ظرف دو سال گذشته تهیه کرده، بزرگ ترین دارنده ی نیروهای نظامی و تسلیحات جنگی در جهان مجاز خواهد بود از نیروهای نظامی سنتی و سلاح های جنگی خود برای پاسخگویی به حملات سایبری استفاده کند.
بر اساس این راهبرد، که آن را «استراتژی بین المللی برای فضای سایبر» و به اختصار Cyber 3.0 نامیده اند (www.securitynewsdaily.com)، پنتاگون مسئولیت دفاع از شبکه های دولتی و تامین امنیت سایبری آمریکا را بر عهده دارد.
اگرچه تاکنون تنها بخش اندکی از این دستورالعمل فاقد طبقه بندی و بخش عمده ی آن غیر قابل انتشار اعلام شده، اما همچون سند استراتژی ملی این کشور که در سال 2010 توسط به اراک اوباما تایید و سپس منتشر شد، انتشار هرچند ناقص این راهبرد نیز نگرانی هایی را برانگیخته است. اینکه بر مبنای این راهبرد، چه چیز را می توان یک حمله ی سایبری نامید؟ در چه زمانی پاسخ نظامی «مناسب» خواهد بود؟ قواعد درگیر شدن و ورود به چنین جنگی کدام است؟ و مواردی از این دست، پرسش هایی است که این مجال می کوشد از رهگذر نگاهی گذرا به محتوای راهبرد و کنکاش درباره ی موضوع و پیامدهای آن، پاسخی برای آن ها بیابد.
حمله ی سایبری چیست؟
سایبر یا فضای سایبری (cyberspace) را می توان «مجموعه ای از تمامی شبکه های ارتباطی رایانه ای» دانست که از میان آن ها، «اینترنت» بزرگ ترین شبکه محسوب می شود (Goodman، 2008، 24). بنابراین، سایبر یا فضای سایبری اعم است از اینترنت و دیگر سامانه های رایانه ای، ارتباطی و مخابراتی. به همین ترتیب، حمله سایبری (cyber attack یا cyber warfare) در معنای عام و کلی خود، حمله به شبکه های رایانه ای، ارتباطی و مخابراتی با هدف تخریب و/یا سرقت داده ها و اطلاعات معنا می شود.
اما برای دست یافتن به درک بهتری از این مفهوم، لازم است ابتدا مفهوم حمله ی رایانه ای (computer attack) را مورد بررسی قرار دهیم، چرا که حمله ی سایبری یکی از انواع حمله ی رایانه ای به شمار می آید.
حمله ی رایانه ای:
حمله ی رایانه ای به فعالیتی گفته می شود که با هدف ایجاد اختلال در عملکرد تجهیزات، تغییر در نحوه ی کنترل فرایند پردازش، یا از بین بردن داده های ذخیره شده، بر ضد سامانه های رایانه ای صورت گیرد. برای این اساس، انواع سه گانه حملات رایانه ای عبارتاند از (Wilson، 2005، 6-9 ): الف) حملات فیزیکی: به آن دسته از فعالیت های خرابکارانه گفته می شود که علیه امکانات و تجهیزات رایانه ای یا خطوط انتقال داده ها سازمان دهی شوند؛ به کارگیری سلاح های متعارف، ایجاد گرمای شدید، انفجار و مانند این ها، و یا تخریب فیزیکی کابل ها یا خودِ رایانه ها پس از دست یابی غیرمجاز به آن ها، از راه های عملی نمودن این گونه حملاتاند. ب) حملات الکترونیکی یا الکترومغناطیسی: به آن دسته از فعالیت های خرابکارانه گفته می شود که در آن ها از نیروی انرژی الکترومغناطیسی به منزله ی سلاح، تا با اضافه بر سازمان شدنِ بار جریان رایانه، آسیب مورد نظر به سامانه های رایانه ای وارد آید. در برخی اشکالِ کمتر مخربِ این نوع از حملات، جریانی از کدهای دیجیتالی مخرب را به طور مستقیم به درون دستگاه های دشمن وارد می کنند. تکانه ها یا پالس های شدید الکترومغناطیسی که می توانند به وسیله ی دستگاه های بزرگ و پیشرفته، یا دستگاه هایی با ابعاد متوسط و نه چندان پیشرفته، و یا حتی دستگاه های کوچک قابل حمل ایجاد شوند، باعث تخریب ترانزیستورها و دیگر تجهیزات الکترونیکی رایانه ها و سامانه های رایانه ای و مخابراتی شده، می توانند پیامدهای نامطلوبی همچون پاک شدن حافظه ی الکترونیکی دستگاه ها، اختلال در عملکرد نرم افزارها، و یا حتی از کار افتادن دائم اجزای الکترونیکی را به دنبال داشته باشد.
پ) حمله ی سایبری یا حمله علیه شبکه های رایانه ای: به حملاتی اطلاق می شود که در آن ها، از کدهای مخرب به منزله ی سلاحی برای آلوده سازی و خراب کردن رایانه های دشمن استفاده می شود. در این حملات، سوءاستفاده از رایانه ی یک کاربر یا رایانه یا رایانه های متصل به شبکه یک سازمان هدفِ دشمن است که به واسطه ی ضعف در عملکرد نرم افزار موجود در آن رایانه یا شبکه، یا ضعف امنیت آن ها، و یا ضعف پیکربندی و تنظیمات سامانه، امکان پذیر می شود. استفاده از اطلاعات سرقت شده برای ورود غیرمجاز به سامانه های رایانه ای محدود شده، مانند اینترانت ها، نیز یکی دیگر از اشکال این نوع از حملات رایانه ای محسوب می شوند.
در حملات سایبری، تمامیت (integrity) و صحت و اصالت (authenticity) داده ها، معمولاً توسط کدهای مخرب تغییر داده شده، باعث بروز خطا در داده های پردازش شده ی خروجی سامانه می گردند. نفوذگرها کدهای مخرب را از طریق اینترنت به رایانه ی مورد نظر ارسال، و سپس دستورات مورد نظر خود را برای تصاحب یا اِعمال تغییر در محتواهای موجود در رایانه ی قربانی و/یا ایجاد اختلال در دیگر رایانه های مرتبط با رایانه ی قربانی (شبکه) صادر می کنند. با این توصیف، راهبرد جدید آمریکا در برخورد با حملات سایبری، عمدتاً ناظر به حملاتی است که دارای این ویژگی ها باشند. اکنون می توان تصور کرد که یک حمله ی سایبری تا چه حد می تواند خطرناک و خسارت بار باشد. گفته می شود قرار است در آینده نزدیک شبکه های برق رسانی هوشمندی راه اندازی شوند که به کمک آن ها، میان دستگاه های برقی نوعی تبادل اطلاعات صورت گیرد تا برای مثال، میزان برق در طول روز بهتر توزیع شود و فشار بر نیروگاه ها کاهش یابد. (http://dw-world.de). بدیهی است در صورت عدم وجود تمهیدات امنیتی لازم، ایجاد اختلال از طریق حملات سایبری در روند فعالیت چنین نیروگاهی کاملاً محتمل است.
ابعاد راهبرد جدید سایبری آمریکا
راهبرد جدید سایبری آمریکا از تعدادی دستورالعمل تشکیل شده، که از تعیین نوع سلاح مورد استفاده در صورت تصمیم به پاسخ نظامی و وقوع جنگ، تا شیوه همکاری با دولت های دوست و شرکت های خصوصی به منظور کاهش احتمال ورود خسارات و رفع تبعات، در آن ها به چشم می خورد. اما در مجموع، این راهبرد (آن مقدار از آن که منتشر شده) سه دستورالعمل کلی برای زمان صلح، زمان وقوع درگیری، و نسبت به کشورهای بی طرف پیش بینی نموده است (www.theatlanticwire.com):
1. دستورالعمل هایی برای جاسوسی سایبری در زمان صلح: نیروهای نظامی آمریکا مجاز خواهند بود کدهای رایانه ای غیرفعالی را به شبکه های دیگر کشورها ارسال کنند تا کیفیت و سلامت مسیرهای ارتباطی را مورد آزمایش قرار دهند؛ درست همانند ماهواره های جاسوسی که برای تهیه ی عکس از تاسیسات موشکی و توانمندی های نظامی کشور دیگر، بر فراز مناطق تعیین شده قرار داده می شوند. البته، تا زمانی که کشور مورد نظر دارای روابط حسنه با دولت آمریکا باشد نباید از این کدها برای خرابکاری در شبکه های آن کشور استفاده کرد؛ اما در صورت وقوع درگیری، همان کدهای غیرفعال مسیری را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار می دهند که در صورت تایید رئیس جمهور می توان از آن طریق تهاجم سایبری علیه کشور مذکور را سامان دهی کرد (http://rt.com).
2. دستورالعمل هایی برای مقابله به مثل (سایبری و غیرسایبری) در زمان وقوع جنگ: اگر نیروهای آمریکایی مورد حمله قرار گیرند، نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود از طریق غیرفعال نمودن سِرورهای دشمن در هر جای جهان و مسدود کردن مسیر حملات سایبری، از هر جای جهان از خود دفاع نمایند؛ و درست همانند زمانی که نیروهای خودی با خمپاره یا موشک مورد هدف قرار گیرند که باید محل خمپاره انداز یا موشک انداز کشف و منهدم شود، در فضای مجازی نیز نیروهای آمریکایی حق دارند حمله کننده را بیابند و او را نابود کنند. 3. دستورالعمل هایی درباره ی کشورهای بی طرف: نفوذ گران برای آنکه ردی از خود به جا نگذارند، اغلب حملاتشان را از طریق رایانه ها و شبکه هایی انجام می دهند که دخالتی در موضوع ندارند و بی تقصیر محسوب می شوند. راهبرد جدید، نیروهای آمریکایی را ملزم می سازد در صورت اطلاع از عدم تقصیر کشوری در وقوع حمله ی سایبری علیه آمریکا، و در صورت ضرورت انجام حملات سایبری علیه متخاصمان از طریق آن کشور، از کشور مذکور کسب اجازه شود؛ درست همانند جنگنده های نظامی آمریکایی، که برای عبور از مرزهای هوایی دیگر کشورها به منظور انجام حملات نظامی علیه دشمن، باید از کشور مورد نظر اجازه گرفته شود.
به هر روی، راهبرد مورد بحث بر این منطق استوار شده، که چنانچه ایالات متحده از سوی هر کشور یا گروه تروریستی (بنا به تعریف آمریکایی آن) به صورت سایبری مورد هدف قرار گیرد، می تواند با هر اقدامی از جمله اقدامات نظامیِ فیزیکی نظیر انهدام سرورهای دولت یا گروه متخاصم، از خود دفاع کند و در مواردی نیز با اقدامات و حتی حمله ی پیش گیرانه، از وقوع حملات سایبری احتمالی در آینده جلوگیری نماید.
سؤالاتی درباره «استراتژی بین المللی برای فضای سایبر»
راهبرد جدید سایبری آمریکا مقرر داشته اقدامات ایذایی سایبری علیه آمریکا و منافع آن در هر جای جهان، از نظر این کشور «اقدام جنگی» قلمداد می شود و، از این رو، نیروهای نظامی این کشور حق استفاده از تسلیحات جنگی را برای دفاع از خود خواهند داشت. بنابراین، تعریف اقدام جنگی و اینکه با چه معیاری از اقدام غیرجنگی باز شناخته خواهد شد، اهمیت می یابد. اصطلاح «اقدام جنگی» یا «اقدام متخاصمانه» که بیشتر یک اصطلاح سیاسی است تا حقوقی، به معنای اقدامی است که یک طرف علیه خاک یا منافع طرف دیگر انجام می دهد، به نحوی که طرف متضرر ناگزیر از ورود به جنگ برای دفاع از خود باشد. به نظر می رسد پنتاگون بر این عقیده است که حملات سایبری می توانند همان تاثیر خشونت باری را در پی داشته باشند که حملات عادی خرابکارانه دارند، و در این حالت چنین حملاتی می توانند معادل حقوقی «حملات نظامی» و یا آنچه ارتش آمریکا آن را «استفاده از زور» می نامد باشند (http://online.wsj.com). با این توصیف، از دیدگاه ایالات متحده عملاً تفاوتی بین حمله سایبری و حمله متعارف سنتی وجود ندارد، و چنانچه حملات سایبری تاثیری همانند تاثیر حملات نظامی به دنبال داشته باشند، باید به سان اقدامات جنگی به آن ها پاسخ گفت. با همین دیدگاه است که یک مقام نظامی آمریکایی به یکی از روزنامه های این کشور گفته بود: «اگر کسی با حمله ی سایبری شبکه برق ما را مختل کند، شاید ما هم با پرتاب موشک دودکش یکی از کارخانه هایشان را هدف قرار دهیم».
اما مقامات پنتاگون چگونه می توانند از منشا حمله اطمینان حاصل کنند؟ و اینکه چه زمانی حمله سایبری به قدر کافی «شدید» تلقی خواهد شد که مستلزم پاسخ نظامی باشد؟ در این خصوص، تفکری که گفته می شود پنتاگون بر مبنای آن استراتژی مورد بحث را تهیه کرده، هم اَرز و برابر بودنِ (equivalence) تاثیر حمله ی سایبری با حمله ی غیرسایبری است. به این معنا که، چنانچه حمله ی سایبری به مرگ شهروندان، ایراد صدمه به تاسیسات زیربنایی، تخریب اماکن و تجهیزات عمومی، یا ایجاد اختلال در ارائه خدمات بینجامد یعنی همان پیامدهایی که یک حمله ی نظامی معمول و مرسوم در پی دارد، آنگاه چنین اقدامی را می توان «استفاده از زور» و آن را مستحق مقابله به مثل دانست (http://online.wsj.com). اگرچه این قبیل استدلال ها ممکن است از لحاظ تئوری مناسب به نظر برسند، اما در عمل این راهبرد با چالش های جدی مواجه است. برای مثال، این موضوع که اگر با یک حمله سایبری از یک کشور مشخص، یک نیروگاه اتمی در آمریکا منفجر شود و در عوض، با شلیک یک یا چند موشک، یکی از نیروگاه های کشور حمله کننده با خاک یکسان گردد، شاید منطقی به نظر برسد؛ اما اگر حمله سایبری از نوعی باشد که چندی پیش برای سرویس پست الکترونیکی گوگل و یا برای رایانه های شرکت لاکهید مارتین اتفاق افتاد، و برای مدتی هرچند کوتاه دسترسی به خدمات متوقف و بخشی از اطلاعات نیز به سرقت رفت، اگرچه خسارات وارده قابل ملاحظه بود، اما شلیک موشک در پاسخ به چنین حملاتی را نمی توان به سادگی توجیه کرد. البته مقامات دفاعی آمریکا در پاسخ به چالش هایی از این دست، معتقدند کارشان ارائه ی راه حل است، و اینکه کدامیک از راه های مقابله با حمله کنندگان برگزیده شود، برعهده آن ها نیست (www.msnbc.msn.com). پرسش های دیگری نیز در همین راستا قابل طرحاند. برای نمونه، آیا اقدامات خرابکارنه ی سایبری علیه زیرساخت های ایالات متحده را، چه در داخل و چه در خارج از این کشور صورت گیرند، باید به حساب دولت متبوع حمله کنندگان گذاشت؟ یا اینکه پاسخ نظامی آمریکا به کشوری خواهد بود که از آنجا حمله صورت گرفته؟ به نظر می رسد زمان مشخص خواهد کرد که آیا پنتاگون، مرکز و مقر فرماندهی وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا، در قسمت منتشر نشده ی طرح خود پاسخ این پرسش ها را داده است و یا اینکه تعمداً این ابهامات را باقی گذارده تا در مواقع لزوم به نحوی که صلاح است تفسیر شود.
فلسفه ی تهیه و انتشار راهبرد جدید سایبری آمریکا
فارغ از دلایل سیاسی و مسائل پشت پرده چنین طرح هایی، و با توجه به محدودیت این نوشتار، تنها به ذکر دو نکته که می تواند از مهم ترین دلایل تهیه و مطرح کردن راهبرد مورد نظر باشد، بسنده می شود: الف) بازدارندگی: این مفهوم یکی از موضوعات مطرح در روابط بین الملل است، که هم در حوزه استراتژی و هم در دیپلماسی کاربرد دارد، و عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای جلوگیری از اقدامات خصمانه ی دشمن صورت می گیرد. به سخن دیگر، بازدارندگی یعنی کوشش یک طرف برای اِعمال نفوذ در طرف دیگر، تا او را از اقدام به عملی که متضمن خسارت یا هزینه ای برای اولی است باز دارد (الیوت، 1378، ص 370). این مفهوم قدیمی، استراتژی دوران جنگ نیست، بلکه استراتژی زمان صلح است و بر این مبنا استوار گردیده که دشمن را نه از نظر فیزیکی، بلکه از نظر روانی از تجاوز منصرف می کند. با توجه به اینکه دولت ها اغلب زمانی به اِعمال بازدارندگی روی می آورند که بخواهند دیگر کشورها را از انجام اقداماتی که به منافعشان لطمه وارد می کند منصرف نمایند، یکی از اهداف دولت آمریکا از تهیه و سپس انتشار ناقص آن را که تا حدودی عمدی به نظر می رسد باید بهره گیری از پتانسیل تئوری بازدارندگی دانست. بی تردید، حمله ی نظامی آمریکا و خرابی های ناشی از آن در پاسخ به حمله ی سایبری کشور یا گروه متخاصم، قطعاً می تواند بسیار ناگوار باشد. از این رو، برای کسانی که قصد حمله ی سایبری به آمریکا را داشته باشند، ترس ناشی از چنین حمله ای می تواند آن ها را از اندیشه ی حمله و دست زدن به اقدامات خسارت بارِ سایبری باز دارد (www.latimes.com). این رویکرد، دوران جنگ سرد و برخوردهای خصمانه ی غرب و شرق را در سال های نه چندان دور تداعی می کند؛ گویی جنگ سردی دیگر، البته با سربازان و جنگجویانی جدید، آغاز شده است.
ب) «امنیت ملی» به مثابه یک «ارزش بنیادین» و تناسب کیفر با جرم: امنیت ملی (national security) جزء مهم ترین ارزش های جامعه ی آمریکا است، و در حقیقت برای دولت و مردم این کشور یک ارزش های بنیادین (core/principle/essential values) محسوب می شود. ارزش بنیادین به آن دسته از ارزش های مورد قبول اشخاص و یا افراد یک جامعه اطلاق می شود که زیر پا گذاردن آن ها تحت هیچ شرایطی توجیه پذیر نیست. برای مثال، حفظ ناموس یک ارزش بنیادین است و در صورت تعرض، هر انسان عاقل و آزاده ای حتی به قیمت از دست دادن جانش، می کوشد از ناموس خود محافظت کند. برای آمریکائیان نیز مقوله ی «امنیت ملی» همسنگ جان و ناموس است و محافظت از آن، به هر قیمتی، مجاز شناخته می شود. از این رو، هرگونه تهدید برای امنیت ملی ایالات متحده، می تواند شدیدترین پاسخ ها را از سوی دولت این کشور به دنبال داشته باشد، و افکار عمومی آمریکا نیز این موضوع را مورد تایید قرار می دهند. اما اینکه مفهوم امنیت ملی دقیقاً چیست و در چه صورت می توان گفت که مورد تهدید قرار گرفته، مجال دیگری می طلبد. از سویی، از لحاظ حقوقی کیفر یا مجازات یک عمل مجرمانه باید متناسب با شدت و قباحت عمل مذکور تعیین شود تا از تاثیرگذاری لازم و مناسب برخوردار گردد. با توضیحات بالا، روشن است که از نظر سیاست گذاران و تصمیم سازان آمریکایی تناسب میان جرم و مجازات برقرار است چرا که حملات سایبری ممکن است آنچنان خساراتی به بار بیاورند که امنیت ملی ایالات متحده را به خطر بیندازند و، به همین دلیل، حمله ی نظامی علیه کشور یا گروهی که امنیت ملی را مورد تهدید قرار دهد، کاملاً معقول و مشروع خواهد بود. در حقیقت، مقامات آمریکایی بر این عقیده اند که این راهبرد هشداری برای دشمنان بالقوه ی آنان خواهد بود. در دنیای پیچیده و در حال تغییری که یک نفوذگر (هکر) می تواند برای راَکتورهای هسته ای، متروها، خطوط لوله و دیگر تاسیسات زیربنایی آمریکا، همان قدر تهدید به شمار آید و خسارت وارد کند که نیروهای نظامی یک کشور متخاصم، ایالات متحده این اجازه را به خود می دهد که پاسخی متناسب با تهدیدِ صورت گرفته به کشور یا گروه مهاجم تدارک بیند، و از تمام استعداد نظامی خود برای دفاع و پاسخگویی به مهاجمان بهره گیرد.
«راهبرد جدید امنیت ملی» و«راهبرد جدید سایبری»
با تصویب قانون «تامین ابزار مناسب برای اجرای قانون ضد تروریستی، مصوب سال 2001»، که در مطبوعات به «لایحه میهن دوستی آمریکا» یا «قانون پاتریوت» شهرت یافته و در دولت جورج دبلیو بوش به تصویب رسید، دولت آمریکا خود را مجاز دانست در مواردی که ایالات متحده مورد تهدید قرار گیرد از زور استفاده کند. این قانون، که اخیراً برای یک دوره ی چهار ساله دیگر (تا سال 2015) تمدید شد، افزون بر اجازه ی تجسس در حریم خصوصی اشخاص و نیز بازرسی منازل و استراق سمع مکالمات تلفنی به ماموران امنیتی، به آن ها اجازه می دهد از این اختیارات، نه تنها درباره ی مظنونان اقدامات تروریستی، بلکه برای برخورد با اتباع خارجی مقیم آمریکا، و حتی افرادی که با گروه های تروریستی ارتباطی ندارند، نیز استفاده کنند. تصویب قوانینی که انجام شکنجه توسط بازجویان، بازداشت طولانی مدت و حبس بدون محاکمه، ربایش مخالفان در سراسر جهان و انتقال آن ها به نقاط نامعلوم، و همچنین وتوی قانون منع شکنجه توسط جرج دبلیو بوش، همگی با همین دیدگاه قابل تفسیرند.
استراتژی امنیت ملی دولت جرج دبلیو بوش نیز، که پس از حملات 11 سپتامبر تدوین و انتشار یافت، جنگ های پیشگیرانه علیه کشورهایی که به طور بالقوه خطری برای امنیت آمریکا محسوب شوند را مجاز می شمرد، و حمله ی سال 2003 آمریکا به عراق نیز، بنا به ادعای آن دولت، بر اساس چنین راهبردی انجام شد. اما استراتژی جدید امنیت ملی آمریکا، که توسط دولت کنونی این کشور در سال 2010 منتشر شد، ظاهراً بر خودداری از یک جانبه گرایی در حل مسائل بین المللی و تمرکز بر تعامل با دیگر کشورها (البته غیر از کشورهای به زعم آنان تروریست نظیر ایران و کره شمالی) تاکید دارد. از نظر شیوه برخورد با تهدیدها اما، «توسل به زور» مد نظر قرار گرفته، و آمریکا حق توسل یک جانبه به زور را با هدف حفظ امنیت و مصون نگاه داشتنِ منافع ملی برای خود محفوظ داشته است.
با این حال، نگاهی دقیق به مفاد استراتژی مذکور و مقایسه ی آن با «استراتژی بین المللی برای فضای سایبر»، نشان می دهد هنوز هم تروریسم به عنوان جدی ترین تهدید این کشور تلقی می شود و به همین مناسبت، مقابله با این تهدیدها همچنان در صدر برنامه های این کشور قرار گرفته است. این در حالی است که با وجود استفاده از الفاظ کلی و به ظاهر تلطیف شده در سند «استراتژی بین المللی برای فضای سایبر»، هنوز هم توسل یک جانبه به زور در آن دیده می شود، و با وجود تاکید بر همکاری سایبری با دیگر کشورها در این راهبرد، چنانچه بپذیریم که راهبرد جدید سایبری جزیی از استراتژی امنیت ملی است و جدای از آن نمی تواند تفسیر شود، پیداست که آمریکا چند جانبه گرایی را به منزله اقدامی پشتیبان در نظر گرفته که نمی تواند مانع از اقدام یک جانبه و توسل به زور شود. از این رو، بر اساس دو سند و قانون یاد شده، دولت کنونی آمریکا نیز همچنان اقدام نظامی علیه کشورهای دیگر یا علیه گروه های مخالف غیردولتی (یا تروریستی) در مناطق مختلف جهان را، آنچنان که دولت بوش مورد پذیرش و عمل قرار داده بود، دنبال می کند و در این رابطه، نه تنها خود را نیازمند تصویب قطعنامه های سازمان ملل متحد و اقدام ها و بررسی های بین المللی نمی داند، بلکه دفاع پیشگیرانه و نیز «پیش دستانه» را نیز حق خود می داند (http://www.majlis.ir)؛ امری که در تناقض آشکار با بند «4» ماده 2 و مواد 42 و 51 منشور ملل متحد است که بر اساس آن، هیچ کشوری اجازه ندارد جز در حالت دفاع مشروع، دست به اقدام یک جانبه نظامی بزند.
نگاه آخر
آنچه ورای همه ی این استدلال ها قابل بحث به نظر می رسد آن است که، با توجه به یک جانبه گرایی دیرینه آمریکایی ها و عدم پایبندی آنان به موازین بین المللی، نگرانی ها از امضای راهبرد جدید سایبری طبیعی به نظر می رسد. اگرچه حدود و ثغور پاسخ نظامی به حملات سایبری تا حدی مشخص شده، لحن مبهمِ همین مقدار از طرح نیز که انتشار یافته، نشان از باز گذاردن راه برای تفسیرهای آتی دارد. در نظام سیاسی و حقوقی کنونی آمریکا، که دولت اجازه دارد در صورتی که شخصی را مظنون (و نه حتی متهم) تشخیص دهد، هرچند وی تبعه ی دیگر کشورها باشد و جرم مورد نظر نیز در خارج از مرزهای ایالات متحده ارتکاب یافته باشد، مظنون نگون بخت را در هرجای دنیا که یافت برباید، و در صورت لزوم با توسل به شکنجه از او اعتراف بگیرد و بر مبنای همین اعترافات نیز وی را حبس و در نهایت مطابق قوانین جزایی فدرال محاکمه و مجازات نماید، «استراتژی بین المللی برای فضای سایبر» نیز همانند بسیاری از قوانین یک جانبه وضع شده توسط دولت فدرال آمریکا، راه را برای تفسیر به رای و اقدامات خودسرانه اما در لوای قانون هموار کرده است.
انواع حملات اخیر سایبری به ایران را بشناسید
رییس سازمان پدافند غیرعامل در جشنواره صنعت و فناوری اطلاعات گفت : فناوری اطلاعات زیرساختار صنایع دیگر را وابسته به خود کرده بنابراین آسیب پذیری این صنعت به دیگر صنایع نیز نفوذ می کند به طوری که حوزه انرژی بیشتری حملات سایبری طی دو سال گذشته را به خود اختصاص داده است.
به گزارش ستاد اطلاع رسانی دومین جشنواره صنعت ، بازرگانی و فناوری اطلاعات ، سردار جلالی در سخنان خود در این جشنواره گفت : دسترسی به زیرساخت ها ، نفوذ در شبکه ها ، دستیابی به اطلاعات و تخریب آن ، توقف سرویس خدماتی و زیرساخت و تخریب آن و در نهایت تهدید امنیت ملی از جمله انواع تهدیدات در فضای سایبری کشورها به شمار می رود.
وی اظهار داشت: جنگ سایبری از دوبخش هجوم و دفاع سایبری تشکیل می شود و تهدیدات سایبری دارای چهار سطح فردی ، اجتماعی ، امنیت ملی و سطح بین المللی است.
رییس سازمان پدافند غیرعامل با اشاره به سناریو های مختلف تهدیدهای سایبری گفت: سناریوهای مختلفی در این زمینه وجود دارد که یکی از آن ها عملیات مستقل سایبری با هدف فلج سازی راهبردی در مدل حمله چند مرحله ای با حمله به زیرساخت های بانکی و پولی ، مدیریت و کنترل ، خدمات عمومی ، امنیت ، انرژی ، ارتباطات و اطلاع رسانی است که با تولید بی نظمی و بی ثباتی در مسیر به هم زدن اقتدار نظام طراحی می شود.
سردار جلالی با تشریح انواع تهدیدات سایبری طی سال های اخیر گفت: حدود بیست و دو کشور تا به حال ساختار فرماندهی سایبری ایجاد کرده اند و تلاش کشورهای در حال توسعه برای تولید تسلیحات سایبری در حال افزایش است.
وی با تحلیل اولیه از وضعیت فعلی کشور به فقدان ساختارهای تشکیلاتی و راهکارهای مدیریتی در زمینه شیوه های جدید دفاع و حمله در فضای سایبری و بومی نبودن صنعت نرم افزار و سخت افزار کشور اشاره کرد.
وی خاطرنشان کرد: تدابیر مقام معظم رهبری در سند ابلاغی سیاست های کلی نظام در حوزه دفاع سایبری ، وفور اطلاعات مربوط به آسیب پذیری ها و ناامنی ها در سیستم های اطلاعاتی و سهل و الوصول بودن نسبی آ نها از طریق اینترنت ، ضعف و آسیب پذیری مفرط سیستم های اطلاعاتی رقبای متخاصم و هراس زیاد آن ها از این بایت با وجود تلاش وسیع آن ها در جهت برطرف کردن این آسیب پذیری ها ، وجود زیرساخت ها و بسترهای مناسب جهانی در راستای توسعه بومی جنگ اطلاعات و نامتقارن و کم هزینه بودن ماهیت حملات اطلاعاتی از جمله فرصت های موجود در این عرصه در کشور است.
رییس سازمان پدافند غیرعامل کشور همچنین وجود انگیزه مسئولان برای پیشبرد کار و سرمایه گذاری در زمینه تامین امنیت و دفاع در فضای سایبری ، تشکیل ساختار قرارگاه دفاع سایبری کشور در ستاد کل نیروهای مسلح ، نهادینه شدن نسبی موضوع پدافند غیرعامل در دستگاه ها و وجود ظرفیت های بالای نیروی انسانی متخصص و ماهر در حوزه سایبری را از جمله نقاط قوت کشور در حوزه سایبری عنوان کرد.
سردار جلالی تواندمندی های لازم در دفاع سایبری را در چهار بخش معرفی کرد و گفت: توانمندی های راهبردی ، علمی ، فناورانه و همچنین توانمندی های عملیاتی در این بخش تعریف می شود.
رییس سازمان پدافند غیرعامل کشور خاطر نشان کرد : محورهای کلی برنامه های دفاع سایبری کشور در لایه نهادینه سازی ساختاری در بدنه دستاگاه ها شامل تشکیل مرکز اجرایی دفاع سایبری با مشارکت وزارت دفاع ، وزارت اطلاعات و وزارت ICT ، تشکیل مرکز دفاع سایبری در زیرساخت ها ، استان های کشور و مناطق حیاتی ، توسعه و تشکیل آزمایشگاه تشخیص رفتار و عملکرد ویروس ، تشکیل مرکز عملیات و کنترل فضای سایبری کشور و سایر زیر ساخت های مورد نیاز می شود.
سردار جلالی افزود : تولید اسناد نظری راهبردی دفاع سایبری و آموزش دفاع سایبری به عنوان محورهای دیگر برنامه های دفاع سایبری کشور معرفی کرد.
وی اظهار داشت : روزانه 55 هزار ویروس رایانه ای در جهان تولید و منتشر می شود که بر اساس تخمین اغلب مقاصد سیاسی و هکری را دنبال می کند.
رییس سازمان پدافند غیر عامل با اشاره به قرارگاه دفاع سایبری کشور به معرفی عملیات و ماموریت های این قرارگاه پرداخت و گفت : پایش تهدیدات سایبری در دستگاه ها و رصد زیرساخت ها و عملکرد آن ها ، کشف و تشخیص تهدیدات ، تست و بررسی زیرساخت و احصاء آسیب پذیری های عمده ، خنثی سازی تهدیدات ، مقابله عملیاتی با تهدیدات و ایمن سازی بنیادی زیرساخت در این حوزه معرفی می شود.
سردار جلالی با اشاره به سیاست های قرارگاه دفاع سایبری کشور گفت : اجرائی کردن و پیاده سازی سیاست های ابلاغی کلی مقام معظم رهبری ، حداکثر استفاده از توان متخصصین داخلی ، فعال سازی صنعت بومی تولید نرم افزار و سخت افزارهای ضروری ، توسعه فرهنگ سازی در دفاع غیر عامل سایبری و همچنین حداکثر استفاده از ظرفیت شرکت های داخلی بخش خصوصی از جمله سیاست های قرارگاه دفاع سایبری کشور است.
وی گفت : همه ساله سرقت مالکیت معنوی از طریق امکانات سایبری می تواند هزاران میلیارد دلار به مردم جهان خسارات وارد کند.
دومین جشنواره صنعت ، بازرگانی و فناوری اطلاعات با هدف بررسی وضعیت فعلی صنعت فناوری اطلاعات ایران و جهان، تشویق صاحبان ایده و طرح های برتر در این حوزه ، تجاری سازی دستاوردهای تجاری در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و نیز شناسایی و تجمیع بنیه اطلاعاتی و تقدیر از برترین مقالات ارسالی به دبیرخانه جشنواره و برگزاری نشست های تخصصی مانند بررسی راهکارهای توسعه رایانش ابری در ایران توسط مرکز پژوهش های مجلس ، بررسی موضوع طراحی و ساخت مراکز داده توسط نماینده وزارت ICT ، بررسی استاندارد مدیریت کسب و کار و همچنین ارائه کارگاه های تخصصی با موضوعات سامانه هوشمند کنترل شهری و شبکه هوشمند توزیع توسط گروه تخصصی KT کره جنوبی ، موتورهای جستجوی فارسی و توسعه یادگیری الکترونیکی سازمانی مبتنی بر شایستگی های محوری توسط مرکز تحقیقات ICT ، بررسی سیستم های فراگستر شهری و مفاهیم دولت فراگستر توسط دانشگاه INHA کره جنوبی طی روزهای 20 و 21 دی ماه امسال در مرکز همایش های بین المللی برج میلاد تهران با حضور مسئولان از وزارت خانه های ارتباطات و صنعت، معدن و تجارت ، سازمان پدافند غیرعامل کشور و سازمان فاوای نیروی انتظامی و متخصصان داخلی و خارجی از جمله مشاور دولت کره جنوبی و برخی استادان دانشگاه های خارجی همچون کره جنوبی و سوئد برگزار شد.
Design By : Pichak |